یکشنبه 2 دی ماه سال 1386 ساعت 11:54 AM
قاب عکسی تکیه دارد بر دیوار
رخش زیباست ، هم قد قلب یک پرنده
پیراهن اش سفید
چشمانش سیاه
با نگاه خود بر رخ دیوار ترانه ای دمیده
شب تا سحر در آغوشش آرمیده
قلبش بوده
همسایه اش بوده
ستاره ی شب های تارش بوده
صفای چهره اش را در یک لبخند خندیده
****
با نگاه خود بر رخ دیوار
شیرین ترین قصه های مادر
خاطرات گم گشته پدر هم بوده
سرت گرم بازی ست کودک من
بازی کن در باغ گلهای بهارم
شعر: مرتضی قضائی پاکدهی


